آن قدر گفتم تا زبانم مو در آورد
I kept talking until I was blue in the face
این یك اشتباه لپی است
This is a slip of the tongue.
او همیشه روده درازی می کند
He is always bending someone’s ears
برای دیدن مادرم دل تو دلم نبود
I had my heart in my mouth to see my mother
او در کلاس همیشه سراپا گوش بود
He was all ears in the class
:: موضوعات مرتبط:
english-city ,
,
:: برچسبها:
اصطلاحات سری دوم ,
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1